شادباش نوروزی از آخرِ دنیا

در این آخر دنیا که بزرگترین جزیره‌ی جهان و کوچکترین قاره‌ی دنیاست؛ درست است که نوروزش می‌شود اولِ پائیز،اما دلم هم‌چنان خوابِ بهار و چلچله و سبزه می‌بیند و بوی عیدی و توپ و کاغذرنگی را خوب می‌فهمم.

توی خیال کودکی، پیک ستم و غم (پیک شادی) را روی پلکان خانه رها کرده‌ام و بادبادکم را برداشته‌ام و دویده‌ام توی کوچه. آنقدر می‌دوم تا بادبادکم می رود بالای بالا. به او که آن بالا آزادانه می‌چرخد حسودیم می‌شود. بچه‌های محله جیغ زنان و شادی کنان دنبالم می‌دوند، تندتر می‌دوم ، هیچ کس به من و بادبادکم نمی‌رسد، اما این سنگ لعنتی که همیشه جلوی پای آدمهاست، مرا سرنگون می‌کند. نخ بادبادکم از دستم رها می‌شود می‌خواهد گریه‌ام بگیرد که چشمم به بادبادکم می‌افتد که آن بالا سرخوش و رها با پرستوها  دوست شده است. بچه ها می‌پرند تا نخ آن را بگیرند اما دیگر دست‌شان به بادبادکِ من نمی‌رسد. او همان بالا با پرستوهای بهار به من لبخند می‌زند و  با باد بهاری می‌رود...
 
نوروز شادباد و همیشه سرافراز و پیروزباشید.
مخلص شما، معبود
/ 2 نظر / 81 بازدید
احسان محمدزاده

سلام سال نو شما هم مبارکتون باشه از مطالب فوق العاده ارزشمند شما استفاده های زیادی می برم. امیدوارم سالی موفق تر از سالهای گذشته داشته باشین

حسن کاظمی

سلام دوست خوبم سال نو مبارک به امید موفقیت های جدید و سلامتی پایدار .